بایگانی برچسب: مهارتهای فردی

شناخت ارزشها، یک قدم قبل از هدفگذاری

ارزش

آیا تا بحال در زندگی‌تان هدفگذاری کردید؟

آیا به اهدافی که برای خودتان در زندگی مشخص کرده‌اید، رسیدید؟

آیا برایتان پیش آمده به هدفی که داشتید، رسیده باشید ولی حال دلتان خوب نبوده باشد؟

می‌خواهم در این مقاله در مورد موضوعی صحبت کنم که یکی از موارد موردنیاز قبل از هدفگذاری است و آن مبحث ارزشها ست. اگر هدفگذاریتان را در راستای ارزشهایتان تعیین کنید، با انجام آن و رسیدن به اهدافتان حال دلتان عالی خواهد بود.

ارزش چیست؟

اگر از اغلب انسانها سئوال کنیم که ارزش یعنی چی؟ جواب می‌دهند: چیز خوبی است، من ارزش را دوست دارم، ما باید با ارزشها زندگی کنیم. ما باید ارزشهای والایی در زندگی داشته باشیم و …

راستی تعریف شما از ارزش چیست؟؟؟!

ارزشها چیزهایی هستند که در زندگی برای ما مهم هستند. چیزهایی که از اعماق قلبمان دوستشان داریم.

اصولی هستند که ما بصورت آزادانه و نه به خاطر اطرافیان و جامعه آن را انتخاب می‌کنیم.

و به زبان ساده، ارزشها یعنی از نظر شما، انجام دادن چه کاری خوب است.

تفاوت هدف و ارزش

هدف چیزهایی است که ما می‌خواهیم به دست بیاریم. مثل: پول، ماشین، کسب و کار، خانه و …

ارزش رفتاری که می‌خواهیم از خودمان نشان دهیم و اینکه چگونه انسانی می‌خواهیم باشیم.

به طور مثال، یکی از ارزشهای من آموزش و یادگیری است، از طرفی هدف دارم که سال بعد در برج میلاد سخنرانی داشته باشم، در طی این مدت تمام تلاشم را می‌کنم و کارهای موردنیاز برای این سخنرانی را انجام می‌دهم، حال اگر موعد مقرر برسد و من متوجه شوم که در برج میلاد اتفاقی افتاده که اجازه سخنرانی به هیچکس را نمی‌دهند، باید چه کاری انجام دهم. آیا باید دنیا برای من به آخر برسد.

درست است که من به هدفم نرسیده‌ام ولی چون در این مدت با ارزشهایم زندگی کردم، این سختیها برایم لذت بخش است. برای من مهم این است که در طی این مسیر و رسیدن به این هدف به چه انسانی تبدیل شده‌ام و چه تغییراتی کرده‌ام. البته برای کسی که صرفاً هدف برایش مهم است، بسیار ناراحت می‌شود و شاید افسردگی هم بگیرد!!!

اگر زندگی را مثل دریایی تصور کنیم و هدف، رسیدن به فانوس دریایی، ارزشها همانند قطب نمایی هستند که جهت حرکت ما را نشان می‌دهد.

ما انسانها وقتی ارزشهایمان را شناخته و با آن زندگی کنیم، باید به این موضوع توجه داشته باشیم که مهم نیست دنیا چه رفتاری با من دارد، چه چیزهایی به من می‌دهد و یا چه چیزهایی از من می‌گیرد، مهم این است من چه رفتاری از خودم بروز می‌دهم.

زندگی با ارزشها بسیار لذت بخش است، چون یک حس درونی است.

با چند مثال این مورد را بیشتر توضیح می‌دهم.

فکر کنید هدف من درآمد ده میلیون تومان برای 6ماه دیگر باشد، ارزش من هم صداقت و درستی است.

اما در محل کار جدیدم، کسب درآمد با هر روش و ترفندی صورت می گیرد، من می توانم ارزش صداقت و درستی خودم را زیرپا بگذارم و به هر دوز و کلک به هدفم برسم، ولی حس و حال خوبی نداشته باشم. یا اینکه با ارزشهایم زندگی کنم و آن کار را نپذیرم.

شناخت ارزشها در تصمیمات کوچک و بزرگ ما مثل: انتخاب دوست، انتخاب همسر، شغل، محل زندگی و تربیت فرزند و … بسیار اهمیت دارد.

زوجینی که در زندگی دچار مشکلات می‌شوند، اغلب به ارزشهای همدیگر توجهی نمی‌کنند و دچار تعارضاتی در زندگی مشترک خود می‌شوند. (قابل توجه مجردها)

حال اینجا برایتان لیست ارزشها را قرار می‌دهم تا شما بتوانید ارزش‌های خود را پیدا کنید. لطفاً قلم و کاغذی همراهتان باشد تا مواردی که به نظرتان برای شما اهمیت دارد، علامت گذاری کنید.

نوشتن ارزشها
دست به قلم شوید و ارزشهایتان را پیدا کنید
  1. پذیرش: پذیرفتن خود، دیگران و زندگی.
  2. ماجراجویی: تجربیات نو را تجربه کردن.
  3. قاطعیت: ضمن احترام به حقوق دیگران برای دریافت حقوق انسانی خود و پاسخ به نیازهای شخصی و اقدام کردن.
  4. اصالت: خود واقعی بودن.
  5. مراقبت: مراقبت از خود، دیگران یا محیط زیست.
  6. مهربانی: بروز رفتارهای مهربانانه نسبت به خود و دیگران به خصوص در مواقع سختی.
  7. هیجان: جست‌ جوگری، ابداع فعالیتهای مهیج و تازه.
  8. غمخواری و شفقت: مهربان بودن با خود و دیگران، دلسوز دیگران بودن در هنگام درد و رنج
  9. ارتباط: معطوف کردن تمام حواس به کار در حال اجرا یا شخص در حال صحبت.
  10. مشارکت: همیار و کمک، سخاوت
  11. همکاری: مشارکت با دیگران
  12. شجاعت: دلیر و نترس بودن، ایستادگی در برابر ترس و اضطراب
  13. خلاقیت: خلاق و مبدع بودن در کار یا بازی.
  14. کنجکاوی: علاقه‌مند بودن به کشف و شناسایی، تمایل شدید به فهم و یادگیری
  15. تشویق و دلگرمی: تشویق رفتارهایی که برای خود و دیگران ارزشمند است
  16. انصاف و عدالت: داشتن رفتار منصفانه نسبت به خود و دیگران، دفاع از حقوق خود و دیگران
  17. تندرستی: حفظ، نگهداری و مراقبت از سلامت خود
  18. انعطافپذیری: سازگاری با شرایط سخت و چالش برانگیز از روی میل
  19. آزادی: آزادانه زندگی کنم، چگونگی زندگی، رفتار و شکل رابطه‌ام با دیگران را خودم انتخاب کنم
  20. دوستی: برخورد گرم و صمیمی، گشوده و پذیرا بودن. کمک و یاری دادن به دیگران
  21. بخشش: بخشش داشتن نسبت به خود و دیگران، رها کردن سرزنشگری
  22. تفریح و نشاط: خندیدن، شوخ طبعی، شرکت در فعالیت‌ها و بازی‌های مفرح یا ایجاد شرایط و محیط شوخی و تفریح
  23. قدرشناسی: قدرشناسی از خود و دیگران و دنیای پیرامون
  24. صداقت: درستکار و راستگو بودن، صادق بودن با خود و دیگران
  25. پشتکار: سخت‌کوشی، تعهد، وفای به عهد
  26. صمیمت: گشاده رو بودن و بازبودن در برابر دیگران. درمیان گذاشتن افکار و احساسات با دیگران. نزدیکی فکری، عاطفی و فیزیکی.
  27. ذهن آگاهی: هوشیار و کنجکاو بودن. برقراری تماس با آنچه در لحظه می‌توان تجربه کرد
  28. استقامت: انجام تکالیف و وظایف با جدیت حتی با وجود ترس و مشکل
  29. احترام: رفتار محترمانه با خود و دیگران، توجه صمیمانه و رعایت حال دیگران
  30. مسئولیتپذیر: پذیرفتن مسئولیت افکار و احساسات و اعمال خود، پاسخگو بودن و داشتن رفتاری مسئولانه
  31. تمایلات جنسی: شناخت درست تمایلات جنسی، ابراز و بیان تمایلات جنسی خود.
  32. لذت طلبی: به دنبال تجربه‌های لذت بخش بودن. ایجاد شرایط لذت بخش برای خود و دیگران
  33. مهارت: استفاده مداوم از مهارتهای خود، ارتقای دائمی مهارت‌ها
  34. زیبایی: قدردان زیبایی، خالق زیبایی و پرورش دهنده یا ترویج کننده زیبایی در خود، دیگران و محیط اطراف
  35. تناسب اندام: حفظ یا بهبود تناسب اندام، مراقب از سلامت فیزیکی و روحی

و مواردی مثل : شکیبایی، صبر، معنویت، اعتماد، عشق، نظم، امنیت و …

البته لیست ارزشها بیشتر از این می‌باشد و شما می توانید خودتان به این لیست اضافه کنید.

اگر لیستتان را نگاه کنید متوجه خواهید شد که اکثر موارد را علامت‌گذاری کرده‌اید، چون همه ما انسانها تمام موارد بالا را در خودمان داریم، اما فردی به یک مورد بیشتر و به یک مورد کمتر اهمیت می‌دهد. و نیز در این لیست خوب و بد وجود ندارد. ممکن است یک مورد برای یک فرد خوب و برای فردی دیگر بد باشد.

مثلاً خوش قولی برای من یک ارزش است ولی برای دوست من آنتایم بودن و خوش قولی ارزشی ندارد.

اما پیشنهاد می‌کنم از تمام مواردی که علامت‌گذاری کرده‌اید تنها شش مورد که از همه بیشتر برایتان مهم است را در نظر گرفته و در برگه‌تان بنویسید، تا بتوانید انرژی و زمانتان را برای این 6 مورد صرف کنید.

البته یادتان باشد که این ارزشها ثابت نیستند و ممکن به مرور زمان، افزایش سن، موقعیت زندگی و اجتماعی این 6 مورد تغییر کند، در نتیجه سالی یکبار برای مرور این لیست زمان بگذارید.

ما با شناخت ارزشهای خودمان و نزدیکانمان می توانیم از زندگی و ارتباطاتمان لذت بیشتری ببریم، زیرا خودآگاه خواهیم شد.

دوستان عزیزم، لطفاً قبل از مرور دوباره لیست، این چند نکته را در نظر داشته باشید.

  • ارزش‌های هر شخص، مربوط به خودش است و ربطی به دیگران ندارد (البته تا وقتی که به کسی آسیب نزند).
  • ارزش‌هایتان را در دیگران جستجو نکنید. ارزش، نحوه‌ی رفتار ماست. تصور کنید من خودم آدم بی‌نظمی باشم و از دیگران توقع نظم را داشته باشم!!! مسلماً رفتار درستی نیست.
  • ارزش‌ها “چه می‌خواهم” نیست، بلکه “می‌خواهم چگونه انسانی باشم” و یا “چگونه رفتار کنم؟” می‌باشد.
  • ارزش‌ها رفتارهایی هستند که ما انجام می‌دهیم، نه چیزهایی که دنیا در اختیار ما می‌گذارد یا از ما می‌گیرد. من اگر با ارزشهایم زندگی کنم، کاری ندارم دنیا و انسانها چه رفتاری با من دارند، مهم این است که من چه رفتاری از خودم بروز می‌دهم.

حالا که ارزشهایتان را شناختید و به آنها آگاه شدید می‌توانید اهدافتان را در راستای ارزشهایتان مشخص کنید. اهداف فردی، خانوادگی، اجتماعی و شغلی و…

منتظر مقاله بعدی ما راجع به هدفگذاری باشید.

حال دلتون عالی./آنا/

چگونه اهمال کاری را کنار بگذاریم؟

اهمالکاری

همراهان عزیزم سلام؛

همه ما انسانها برای اینکه کیفیت زندگی خودمان را بهتر کنیم نیاز به یادگیری مهارتهای بهبود فردی داریم. رفع اهمال کاری یکی از مهارتهایی است که برای بهبود فردی نیازمند آن هستیم. امیدوارم با خواندن این مقاله که خلاصه‌ای از کتاب “از شنبه” نویسنده محمدپیام بهرامپور است، بتواند به شما کمک کند تا اهمال کاری را تا حد امکان از زندگی خود دور کنید.

  • زمانهایی وجود دارد که حس می‌کنید بیش از حد، کاری را پشت گوش می اندازید؟
  • اغلب، قبل از یک کار مهم احساس خستگی می‌کنید؟
  • در انجام کارهایی که دوستشان ندارید، تنبلی می‌کنید؟

مسئله اینجاست که چرا آن روز طلایی که قرار است همه این اتفاقها رخ بدهد، نمی آید؟

 دوست من، هیچ شنبه ای با شنبه های دیگر فرقی ندارد، هیچ نوروزی باعث تغییر جدیدی نمی‌شود و همه چیز از انتهای فروردین، مانند سال گذشته است.

حقیقت این است که اکثر انسانها درخواست عجیبی از این دنیا دارند!

اکثر انسانها می‌خواهند به رفتارهای قبلی خود ادامه دهند، اما نتایج متفاوتی بگیرند.

و از آنجایی که این موضوع برای اکثر ما نتایج خوبی نداشته و باعث اهمال کاری و تنبلی شده است، در این مقاله می‌خواهم به شما بگویم که چطور اهمال کاری، تنبلی و پشت گوش اندازی را در زندگی خود مدیریت کنیم؟

سئوالی که بسیاری از ما را ناراحت می‌کند، این است که: آیا 3 یا 5 سال پیش فکر می‌کردیم روزی در این شرایط یا موقعیت فعلی باشیم که الان هستیم؟ یا اینکه فکر می‌کردیم شرایط خیلی بهتری خواهیم داشت؟

  • اهمال کاری، پشت گوش اندازی، تنبلی و یا هر اسم دیگر… بلایی است که تأثیرات بسیار بدی در زندگی ما می گذارد. قرار نیست ما حتماً آدم تنبلی باشیم که هیچ کاری انجام نمی‌دهد. ممکن است شما مدیر بسیار موفقی باشید، اما خودتان می دانید در مواقعی اهمال کاری می‌کنید و کارهایی را انجام می دهید که لازم نیست الان انجام شوند.
  • نکته منفی دیگر در مورد اهمال کاری این است که معمولاً با اهمال کاری خود، دیگران را ناراحت می‌کنیم. مطمئناً هیچ کسی دوست ندارد همسرش یک اهمال کار باشد. بدون هیچ شک و تردیدی، می‌توانیم مطمئن باشیم هیچ پدر و مادری از داشتن یک فرزند اهمال کار لذت نمی برد.
  • از تبعات دیگر اهمال کاری این است که ما را ترسو می‌کند! رضایت مندی مان نیز از خود و زندگی کمتر می‌شود.
  • و دیگر اینکه بدون هیچ تردیدی ، زیاد حس استرس و اضطراب می‌کنیم.
  • یکی از بزرگترین اشتباهات این است که با خودمان منطقی صحبت کنیم.«ببین تو باید منطقی باشی، از فردا دیگه تنبلی نکن، تصمیم بگیر، محکم باش و پیش برو»
  • ما می‌توانیم در هر زمانی خودمان را تغییر دهیم . فقط کافی است که بخواهیم و راهش را بدانیم و براساس دانسته هایمان اقدام کنیم.

حالا چه کسی موفق می‌شود؟

ما اگر بتوانیم از خشنودی ها و خوشحالی های لحظه ای دست بکشیم و کارهایی را انجام دهیم که در حال حاضر چندان تمایلی به انجامش نداریم، می توانیم انسان موفقی شویم و بدانیم تفاوت انسان های موفق و ناموفق در این است:

انسانهای موفق کارهایی را انجام می دهند که انسان های ناموفق حاضر نیستند آنها را انجام دهند.

مقاومت در برابر اهمال کاری یکی از این کارهاست. انسانهای موفق حاضرند به خودشان زحمت دهند و کاری را که دوست ندارند، انجام بدهند. اما انسان های ناموفق آن شیرینی را همان لحظه می‌خورند!

اهمال کاری چیست؟ یعنی کاری که باید انجام دهیم و آن را به هر دلیلی انجام نمی دهیم!

الگوی اهمال کاری خود را پیدا کنید.

اگر می‌خواهید الگوی اهمال کاری خود را پیدا کنید، باید مشخص نمایید چه زمان و در چه موضوعاتی اهمال کاری می‌کنید؟ و من می‌خواهم در اینجا با توضیح انواع اهمال کاری به شما کمک کنم که به خودآگاهی برسید و برای هر قسمت یک راهکار هم ارائه می کنم تا بتوانید در زندگی پیاده سازی کنید.

انواع اهمال کاری:

الف) گرایشی

  • فرار از زحمت: در اهمال کاری به دلیل فرار از زحمت، ما کار مهم را به هر دلیلی انجام نمی دهیم و به جای آن کاری دیگر را انجام می دهیم. بهترین مثال برای این کار زمانی است که غذا در خانه آماده است ، اما خودمان را با خوراکیهای دم دستی سیر می‌کنیم!

یا اینکه فاصله زیادی با محل کارمان نداریم ولی همان چند قدم را با خودروی شخصی می‌رویم.

راهکارها:

  • تعیین جایزه : به محض اینکه کار کوچکی انجام دادیم، به خودمان جایزه بدهیم. جایزه باید چیزی باشد که ما دوست داریم و معمولاً به عنوان اهمال کاری از آن استفاده می‌کنیم. مثلاً ما همیشه در شبکه های اجتماعی می چرخیم و کارهایمان را انجام نمی دهیم. خیلی مواقع عذاب وجدان داریم و حال دلمان بد می شود. من پیشنهاد می کنم شبکه های اجتماعی را برای خودتان بعنوان جایزه قرار دهید با این کار دو چیز مهم به دست می آوردید، اول اینکه کارتان انجام می شود دوم اینکه وقتی به خودتان جایزه می دهید و از شبکه های اجتماعی استفاده می کنید، اینبار عذاب وجدان ندارید چون جایزه کارتان است.
  • آماده کردن مقدمات: اگر کاری وجود دارد که ما به دلیل فرار از زحمت آن را انجام نمی‌دهیم، باید قبل از فرا رسیدن موعد انجام آن، تمام مقدمات را آماده کنیم. مثلاً اگر قرار است که فردا صبح به ورزش صبحگاهی برویم، احتمال اینکه صبح بلند شویم و لباسهای ورزشی‌مان را پیدا کنیم، کتانی هایی را که احتمالاً در انتهای جاکفشی هستند برداریم، جورابی مناسب پیدا کنیم، موسیقی خوبی همراهمان داشته باشیم، صبحانه بخوریم و … تقریباً صفر است! ولی کافی است که شب قبل، این کارها را انجام دهید و همه چیز را آماده بگذارید، حتی صبحانه‌ای را هم که صبح می‌خواهید میل کنید انتخاب کنید. مطمئن باشید که این مقدمات در انجام کار به شما خیلی کمک خواهد کرد.

مثال دیگر برای دوستان کنکوری و یا در حال تحصیل این است که سعی کنند از شب قبل وسایل موردنیازشان جهت رفتن به کتابخانه و یا مدرسه را آماده کنند تا صبح دچار اهمال کاری نشوند.

فرار از زحمت به لطف دیگران: مشکل دیگر در اهمال کاری به روش فرار از زحمت، این است که ما معمولاً زحمت کار را گردن دیگران می اندازیم. ریشه این موضوع معمولاً بحثی تربیتی است و متأسفانه بسیاری از والدین آن را ایجاد می‌کنند. بسیاری از پدر و مادرها به خاطر علاقه خیلی زیاد به فرزندانشان سعی می‌کنند همه کارهایی را که فرزندانشان باید انجام دهند، از دوش آنها بردارند. این باعث می‌شود که فرزندان در ادامه زندگی خود، نسبت به برخی از کارها مسئولیت پذیر نباشند و از زیر بار بعضی از کارها شانه خالی کنند.

مایکل جردن: «می‌توانم شکست خوردن را بپذیرم، اما تلاش نکردن را هرگز»

  • اجتناب (لج کردن): اهمال کاری در این گروه به دلیل لج کردن با دیگران است! کافی است که کسی با لحن دستوری به ما بگوید که فلان کار را بکن! حتی اگر در حال انجام دادن آن کار باشیم، صدایی در درون ما فعال می‌شود و می گوید که : این کار را نکن تا حالش جا بیاید!
  • راهکار اول، فکر کردن به اهمیت و نتایجی که برایمان دارد
  • راهکار دوم، به دیگران آموزش دهیم: اگر می‌توانیم، به دیگران آموزش دهیم که چطور از ما درخواست کنند. مثلاً می‌توانیم از همسر، پدر و مادر، خواهر و برادر یا دوستانمان خواهش کنیم که جملاتشان را به حالت دستوری نگویند.
  • ترس از شکست و موفقیت : این نوع بسیار متداول است. بسیاری از اوقات ما در کارهایی اهمال کاری می‌کنیم نه به دلیل تنبلی، بلکه به دلیل اینکه می ترسیم نکند شکست بخوریم و با عباراتی مثل: نکنه نشه یا اگر بشه چی میشه؟ اگر من مدیر آنجا بشم چی؟ مگه می‌تونم از پسش بربیام؟ با خود صحبت می‌کنیم.
  • راهکار اول، شکست خوردن اشتباه نیست: اگر آماده شکست خوردن نباشیم، هیچوقت خلاقیتی از ما بروز نخواهد کرد. هیچوقت چیز جدیدی کشف نمی‌کنیم. شکست چیز بدی نیست. بلکه ترسیدن از شکست خوردن بسیار بد است.
  • راهکار دوم، در کار شیرجه بزنید: بپریم وسط کار. یعنی خودتان را وسط کار قرار دهید، البته نه در کارهایی که ریسک شان خیلی بالاست.
  • راهکار سوم، پیشگویی نکنید: به دلیل گفتگوی ذهنی با خودمان، موضوعات را بیش از اندازه بزرگ می‌کنیم. 85 درصد ترسهای ما هیچگاه رخ نخواهند داد و اکثر ترسهای ما توهمی بیش نیستند . اما به دلیل توجه بیش از اندازه به آنها، مشکلات زیادی برای خود ایجاد می‌کنیم.
  • کامل گرایی : کامل گرا کسی است که می‌خواهد از همان اول کامل باشد و این افراد معمولاً به هیچ جا نمی رسند. این افراد اعتقاد دارند هر چیزی یا باید کامل کامل باشد یا اصلاً نباشد و معمولاً چون هیچوقت نمی‌توانند کامل باشند، ترجیح می دهند که نباشند. کامل گرایی ناشی از احساس کمبود خودمان است. ما قبول نمی‌کنیم همینجور که هستیم، خوبیم.
  • راهکار اول، به صورت گروهی کار کنیم : ایده بسیار خوبی است که ما عضوی از یک گروه باشیم. در صورت فعالیت در یک گروه ، استانداردهایمان از کامل گرایی کمی پایین می آید و می‌تواند خیلی به ما کمک کند.
  • راهکار دوم، بهتر از متوسط باشیم: متأسفانه بسیاری از ما به دلیل کامل گرایی بیش از اندازه فراموش می‌کنیم که نمی‌توانیم در همه زمینه ها بهترین باشیم و در هر زمینه‌ای خودمان را با بهترین‌ها مقایسه می‌کنیم. همین موضوع باعث می‌شود که میزان نارضایتی از خودمان بالا برود.
  • راهکار سوم، ده درصد بهتر از نفر اول: یکی از بهترین پیشنهادها برای مواقعی که نگرانیم در کار تخصصی خودمان بیش از اندازه کامل گرایی به خرج بدهیم، استفاده از روش 10 درصد است! در خیلی مواقع 10% بهتر بودن، نتایج بسیار بهتری دارد.
  • راهکار چهارم، الگوهای موفق: کمک گرفتن از دیگران است. این را یاد بگیریم که شروع کردن خیلی بهتر از شروع نکردن است.
  • راهکار پنجم، تعیین مهلت انجام کار: بهترین کار این است که برای خودتان ضرب العجل یا همان deadline تعریف کنید.

ب) شناختی

  • زحمت گریزی: چه کسی گفته که همه چیز باید بر وفق مراد ما باشد؟ اگر در پی موفقیت هستیم باید آماده مشکلات هم باشیم و بدانیم که باید بهای موفقیت را بپردازیم.
  • راهکار، قانون 47: برای هر کاری اگر تا 47 عدد مشکل هم رخ دهد، من باید پای آن کار بمانم. از هری کالینز پرسیدند که شما وقتی بازاریابی تلفنی انجام می‌دهید، چه زمانی از یک مشتری ناامید می‌شوید؟ او پاسخ داد: بستگی به این دارد که من زودتر بمیرم یا آن فرد.
  • ناتوانی در تصمیم گیری: بسیاری از اوقات ما اصلاً تنبل نیستیم، بلکه نمی‌توانیم تصمیمهای درستی بگیریم.

چرا ما در تصمیم گیری مشکل داریم:

  1. بلد نیستیم: اولین موضوع این است که ما به درستی نمی دانیم چطور باید تصمیم بگیریم. تصمیم‌گیری مهارت ها و روشهایی دارد که ما باید با آنها شویم.
  2. از تصمیم می‌ترسیم: یکی از دلایل بسیار مهم در مورد اینکه چرا ما تصمیم نمی‌گیریم، این است که بسیاری از ما از تصمیم گرفتن می ترسیم. زیرا می‌دانیم که برای هر تصمیمی باید بهایی بپردازیم.
  3. همه را با هم می‌خواهیم: دلیل بعدی این است که ما همه چیز را با همدیگر می‌خواهیم. مثلاً هم می‌خواهیم که از همین امروز روزی 8 ساعت تفریح کنیم و هم اینکه روز به روز ثروتمندتر شویم.
    • مشخص کردن هدف: از اصلی ترین نکات در تصمیم گیری این است که اول بدانیم می‌خواهیم به کجا برسیم . بعد از آن می‌توانیم تصمیم بگیریم.
    • مشاوره با الگوهای موفق: یکی از بهترین ایده های ممکن این است که با افراد موفق در زمینه ای که مورد نظر ماست ، گفتگویی داشته باشیم و از آنها مشاوره بگیریم.
    • بررسی نمونه های موفق: از دیگر روشهای قدرتمند برای تصمیم گیری این است که ما به بررسی نمونه‌های موفق بپردازیم. این روش زمانی کاربرد دارد که مورد قبلی مشاورت با دیگران امکانپذیر نیست. و ما مجبور هستیم با بررسی زندگی نامه و یا مطالعه سبک زندگی افراد موفق در زمینه خودمان، از تصمیمات آنها مطلع شویم و از نحوه تصمیم گیری آنها الگوبرداری کنیم.
    • با تصمیم های کوچک شروع کنید: یکی از ایده های قدرتمند این است که با تصمیمهای کوچک شروع کنیم. یعنی شاید خیلی راحت نباشد که با تصمیم خیلی بزرگ کار را آغاز کنیم. زیرا تصمیم گرفتن، هزینه بر است و ممکن است که از پس آن بر نیاییم. اما اگر با تصمیم های کوچک آغاز کنیم، می‌توانیم گام به گام مهارت های  تصمیم گیری خود را تقویت و کار را آغاز کنیم.
    • آماده پرداخت هزینه تصمیمتان باشید: هر تصمیمی ، بهایی دارد و باید حاضر باشیم بهای آن را بپردازیم.

به قول ویلیام گلسر:

هر تصمیمی مشکلات خودش را دارد و ما باید ببینیم کدام مشکلات را می پذیریم.

  • ناتوانی در درک و حل مسئله: سومین موضوع از بحث اهمال کاری به دلیل مسائل شناختی، بحث ناتوانی در درک و حل مسئله است.

حل مسئله به چه صورت است:

در ساده ترین حالت، مهارت های حل مسئله 4 گام اصلی دارد.

  1. فهم مسئله
  2. انتخاب روش
  3. اجرای روش
  4. گرفتن بازخورد

راهکارهایی برای حل مسئله

  • استفاده از مشاوره
  • به دیگران توضیح دهیم: گاهی اوقات خوب است که مسئله را به دیگران توضیح دهیم. نه به معنی اینکه بخواهیم از آنها مشورت بگیریم. بلکه به خاطر اینکه وقتی برای یک نفر یگر توضیح می دهیم، پنجره های جدیدی به روی ما باز می‌شود.

نکته مهم این است که دقت کنید ایده ها و مسئله هایتان را به چه کسی می گویید؟

  • می‌خواهید به کجا برسید: بسیاری از اوقات ما در حال حل مسئله ای هستیم که اصلاً نباید آن را حل کنیم و نباید درگیر آن باشیم! دلیل این موضوع این است که ما مشخص نکرده‌ایم دقیقاً چه می‌خواهیم؟ یا می‌خواهیم به کجا برسیم؟

استفان کاوی در کتاب «هفت عادت مردمان مؤثر» می گوید:

زمانی که کاری را شروع می‌کنید، باید پایان کار را در ذهن داشته باشید.

  • تردید به خود: یکی دیگر از انواع اهمال کاری تردید به خود است. اگر ما به هر دلیلی تصور کنیم کاری که می‌خواهیم انجام دهیم بیشتر از توان ماست، و یا اینکه ما توانایی، هوش و ذکاوت کافی نداریم. به احتمال زیاد درگیر این موضوع هستیم.

انسان ها فقط به اندازه باورهایشان محدود می‌شوند. اگر به توانمندی‌های خود باور نداشته باشیم مطمئناً به گونه‌ای رفتار نمی‌کنیم تا آنها را بروز دهیم.

راهکارها:

– تلقین: یکی از مهمترین دلایلی که باعث می‌شود ما نسبت به توانمندی‌های خود تردید کنیم، تلقین‌های منفی خودمان و اطرافیانمان است.

تلقین رفتاری است که به صورت منظم، به قصد ایجاد یک باور ذهنی و با روشهای زیر انجام می‌شود.

  1. تلقین کلامی
  2. تلقین فکری
  3. تلقین شنیداری
  4. تلقین دیداری
  5. تلقین نوشتاری

روشهای تلقین : شما می‌توانید از هر یک از انواع تلقین که تمایل دارید استفاده کنید. چند نکته در مورد تلقین :

  • جمله تلقینی را به صورت مثبت تهیه کنیم و فعل منفی نگوییم
  • جملات تلقینی باید مثبت و کوتاه باشد.
  • از زمان حال استفاده کنیم
  • جمله تلقینی را بارها تکرار کنید و به زبان بیاورید و بنویسید.

– مشق های مدرسه را بنویسید: یکی از بهترین روشها این است که این جمله را دقیقاً به خودتان بگویید. من حالیم نیست تو باید این را انجام بدهی! هر جوری که شده..

– زمان طلایی انجام کار: برای انجام هر کار در زندگی ، یک زمان طلایی وجود دارد که باید آن کار در آن بازه زمانی انجام شود. وقتی شوق چیزی وجود دارد، همان موقع باید پیگیر آن موضوع شویم. در صورتی که اگر این موضوع باقی بماند، دیگر انگیزه خود را از دست می‌دهیم و شاید لازم باشد که کاری کنیم تا سریع به نتیجه فوری دست پیدا کنیم.

– از کارهای کوچک شروع کنیم

نکته : برای این نوع اهمال کاری اینکه افرادی که به دلیل تردید به خود، از انجام کارهای بزرگ خودداری می‌کنند، این است که توان خود را دست کم نگیرید و بدانید که با یادگیری اجرا و گرفتن بازخورد می‌توانید هر کاری را به انجام برسانید.

  • تصورات نابجا و بهانه جویی: یکی از اصلی ترین دلایلی که ما در هر کاری اهمال کاری می‌کنیم، توقعات و تصورات نابجاست و از آنجایی که توقع داریم همه شرایط برای ما جور باشد شروع به بهانه‌جویی می‌کنیم. بهانه دلایلی است که ما در توجیه انجام ندادن کاری که به خودمان یا دیگران ارائه می‌کنیم، درحالی که افراد دیگری، در شرایطی مشابه یا حتی بدتر، آن کار را انجام داده اند.
  • با بهانه های خود خلوت کنید: پیشنهاد می‌کنم فهرست بهانه‌های خود را بنویسید و بعد مشخص کنید که چه راهکارهایی برای انجام آنها وجود خواهد داشت. دقت کنیم ببینیم آیا افرادی بوده‌اند که بتوانند با همین شرایط بهانه ها را کنار بزنند و به اهداف خود برسند؟ و این جمله را بخاطر داشته باشید که:

اگر کاری را بخواهیم انجام دهیم راهش را پیدا می‌کنیم و اگر نخواهیم بهانه اش را

  • نامنظم بودن: این افراد در تخمین زمان مشکل دارند. معمولاً این افراد، همیشه در حال انجام دادن کارهایی هستند که قبلاً قولش را داده اند و زمانش گذشته است. به جای انجام کارهای فوری ، کارهای گذشته شان را انجام می دهند.
  • لیست کارها به جای برنامه ریزی افراطی: با توجه به عوامل مختلف و تاثیراتی که دیگران بر ما خواهند گذاشت، خیلی ساده نمی‌توانیم برنامه روزانه خود را براساس ساعت تنظیم کنیم. زیرا ممکن است در میانه روز، یک تماس برنامه ما را به کلی تغییر دهد و مجبور شویم به یک سفر کاری برویم. اما این موضوع به این معنی نیست که ما دیگر نیازی به برنامه ریزی نداریم . در حقیقت بهترین کار این است که ما یک لیست کامل از وظایف روزانه و سایر فعالیت ها داشته باشیم و براساس اولویت، کارهایمان را مشخص کنیم و بنویسیم کدام کارها مهم تر هستند و کدام یک در الولیت پایین تری قرار می گیرند.
  • کارهای خارج از لیست را قبول نکنید.
  • حذف عوامل حواس پرتی
  • و….

ادامه دارد….

کتاب از شنبه

نسخه دانلودی این کتاب ارزشمند را می توانید از سایت زیر تهیه کنید.

www.bishtarazyek.com

حال دلتون عالی/آنا/

مهارتهای بهبود فردی

بهبود فردی

سلام دوستان عزیزم.

امروز می‌خواهم در مورد اینکه بهبود فردی چیست؟ اهمیت یادگیری مهارتهای بهبود فردی در زندگی و اینکه بهبود فردی شامل یادگیری چه مهارتهایی هست صحبت کنم.

بهبود به معنای بهتر کردن است. بهبود فردی یعنی خودمان را بهتر کنیم. و این کار را با یادگیری مهارتهایی که نیاز داریم، می‌توانیم انجام دهیم. به شرط آنکه به خودمان قول بدهیم و تصمیم قطعی بگیریم.

بهبود فردی مربوط به مهارتهای فعلی شماست. یادگیری مهارتهای بهبود فردی نتایج بسیاری در زندگی شخصی و کاری هر فردی دارد، که من در اینجا دو نتیجه را برای شما بیان می‌کنم.

اول) افزایش اعتماد به نفس: وقتی شما یک مهارت جدیدی را یاد می‌گیرید، یا مهارتی را در خودتان تقویت می‌کنید، باعث پیشرفت در کار و زندگی‌تان خواهد شد و این باعث می‌شود که شما اعتماد به نفس بیشتری به دست بیاورید.

دوم) جایگاه اجتماعی: با افزایش اعتماد به نفس، شما به راحتی می‌توانید وارد حیطه کاری جدیدی شوید و موفقیت های بیشتری را به دست بیاورید.

یکی از مراجعینم تعریف می‌کردند که خیلی شخص خجالتی بودند. اما از وقتی در دوره رفع خجولی شرکت کرده بودند، بسیار در رفتار ایشان در خانه و محل کار تأثیر گذاشته بود. ایشان تعریف می‌کردند که:

چند سالی بود که در دبیرخانه سازمان کار می‌کردم، نیروی قراردادی بودم و جرأت صحبت کردن نداشتم، چون می‌ترسیدم که کارم را از دست بدهم. مدرک لیسانس داشتم ولی به خاطر نداشتن اعتماد به نفس، عزت نفس پائینی هم داشتم. تا اینکه بعد از دوره، یک روز به خودم گفتم: من باید بروم و با رئیسم صحبت کنم و از قابلیتهای خودم بگویم، تا حداقل تلاشی برای ارتقای خودم انجام دهم.

تصمیم خودم را گرفته و وقت ملاقاتی با رئیس گرفتم. سر ساعت به خدمت ایشان رسیدم و با اعتماد به نفس کامل در مورد خودم، قابلیتها و شایستگی هایی که داشتم گفتم. من کامپیوتر مسلط بودم و رشته تحصیلیم هم کامپیوتر بود که تا آن موقع کسی اطلاع نداشت بالخصوص رئیس سازمان. وقتی ایشان متوجه این موضوع شدند، و اعتماد به نفس را در من حس کردند، طی یک هفته محل کار من را تغییر دادند و حقوقم افزایش پیدا کرد. کاری که من زودتر از اینها می‌توانستم انجام دهم. با اینحال بسیار خوشحال شدم.

دوستان عزیز، این فرد متوجه شد که باید روی اعتماد به نفس خود کار کرده و مهارتهای لازم را به دست بیاورد، با یاد گرفتن مهارتهایی که در زندگی نیاز دارید، باعث آرامش خودتان، افزایش اعتماد به نفس، موفقیت کاری و زندگیتان خواهید شد.

حال یک سئوال، آیا تا حالا شده در یک سمینار بهبود فردی شرکت کنید و نتوانید به خوبی از آن بهره ببرید؟ اگر جوابتان بله است، فکر می‌کنید چرا؟

یکی از اساتیدم مثال جالبی برای فهم این مطلب داشتند و می‌گفتند: تا بحال کامپیوتر قدیمی داشتی که بخوای برنامه های جدید و به روز روی آن نصب کنی ولی سیستمت همه اش خطا بزند؟ مطمئناً می‌دانی علت چیست؟ کامپیوتر شما نیاز به ویندوز جدید و حتی قطعات جدید دارد تا بتواند برنامه‌های شما را نصب کند. این ویندوز با این برنامه‌ها همخوانی ندارد. انسان هم همینگونه است. زمانی که مطالبی که مطالعه می کنی و یا آموزش می بینی هیچ تغییری در زندگی تو ایجاد نمی کند بدان که باید تغییری در رفتارها و کارهایت داشته باشی.

چیزی که ما الآن هستیم، مجموعه ای از رفتارها، کارها، تصمیمات و از همه مهمتر عادات ماست.

اگر چاق هستید، باید ببینید چه عادات غذایی دارید؟

اگر در درس، کار و حتی زندگیتان موفق نیستید؟ ببینید چه کارهایی در طول روز برای پیشرفت خود انجام می دهید؟ چه مهارتهایی را برای رشد شخصی و کاری خود یاد می گیرید؟ چند ساعت در روز برای موفقیت تحصیلی خود صرف مطالعه می کنید؟

و برای تک تک اتفاقات، شکستها و حتی پیروزیهای خودتان در زندگی به دنبال عادات خوب و بد خود بگردید.

سبک زندگی ما مجموعه‌ای از رفتارهای ماست و رفتارهای ما هم تشکیل شده از عادات هستند. ما باید عادتهای درست و نادرست خود را بدانیم و به خودآگاهی از رفتارمان برسیم تا بتوانیم آن را تغییر دهیم. ما نمی‌توانیم عادتی را کامل کنار بگذاریم بلکه باید عادت جدیدی جایگزین عادت نادرست و قبلی خود بکنیم. مثل عادت به خوردن نوشابه یا چیپس و پفک، که اگر جایگزینی مثل پسته یا آجیل و … داشته باشیم راحتتر می توانیم خوراکیهای ناسالم را کنار بگذاریم.

در انتها می‌خواهم راه‌حلی به شما پیشنهاد کنم که بتوانید به خودآگاهی نسبت به رفتارها و عادتهای خود برسید. ساخت عادات، مبحث بسیار مهمی در بهبود فردی است و من در این سایت به این بحث خواهم پرداخت.

لطفاً بعد از خواندن این مقاله، یک دفترچه کوچک بردارید و در آن تمام کارها، رفتارهایی که در مدت یک هفته انجام می‌دهید را به دقت بنویسید.

در انتهای یک هفته، تمام زمانهایی که در صفحات مجازی گذرانده‌اید، خوابیده‌اید، ورزش کرده‌اید، مطالعه کرده‌اید، با خانواده گذرانده‌اید، سرکار بوده‌اید، تلویزیون تماشا کرده‌اید و … را جمع بزنید. با دیدن این نتیجه، شگفت زده می‌شوید. به خودآگاهی که یکی از کلیدی‌ترین مهارتهای فردی است، می‌رسید.

با آرزوی موفقیت شما دوست عزیز/آنا/

داستان مسئولیت پذیری

روزی که مسئولیت ها بین بچه ها تقسیم میشد، یکی از هیجان انگیزترین روزهای سال برای بچه ها بود. معلم هفته اول شروع مدرسه ها کارها را به بچه ها می داد. که هر دانش آموز تا آخر سال تحصیلی باید آن را انجام میداد.

معلم، وقتی می خواست مسئولیتها را بین دانش آموزان تقسیم کند به افرادی که سال گذشته عملکرد بهتری داشتند، کارهای متفاوتی را واگذار می کرد. یکی از این دانش آموزان سارا بود که سال قبل به توصیه های معلم خوب گوش کرده بود.

همه بچه ها می دانستند حق سارا اینه که بهترین مسئولیت یعنی نگهداری از حیوان دست آموز را به عهده بگیرد.

به هر کدام از بچه ها یکی از کارهای معمولی سپرده شد؛ مثلاً : آماده کردن کلاس های درسی یا ضبط صوت، گفتن زمان، تمیز کردن تخته سیاه یا مراقبت از حیوانات خانگی و دست آموز.

اما مسئولیتی که بر عهده سارا گذاشته شد، خیلی متفاوت بود!

به او جعبه کوچکی داده شد که توی آن مقداری شن ریزه و یک مورچه بود و با وجود آن که معلم تأکید کرد این مورچه خیلی خاص است، اما سارا از این انتخاب معلم بسیار دلخور و ناراحت شد.

اکثر همکلاسی های سارا هم برای او متأسف شدند. آن ها او را دلداری دادند و به او میگفتند که معلم کار ناعادلانه ای به او سپرده.

حتی دوست سارا هم، از دست معلم عصبانی شد و بعنوان اعتراض، سارا را تشویق کرد به آن حشره خانگی بی اهمیت توجه چندانی نشان ندهد!

اما سارا که معلمش را خیلی دوست داشت، تصمیم گرفت با توجه و مراقبت خاص از آن مورچه بی اهمیت، به معلم خود نشان دهد با سپردن آن مسئولیت به او دچار اشتباه شده است.

سارا به خود گفت: “من این مسئولیت کوچک و بی اهمیت را به چیزی بزرگ تبدیل می کنم”.

بنابراین شروع به بررسی مورچه کوچولویش کرد و چیزهای زیادی را راجع به زیستگاه و رفتار این موجودات یاد گرفت و فهمید مورچه ها انواع گوناگونی دارند.

او جعبه کوچک مورچه را عوض کرد و آن را در جعبه بزرگتری گذاشت تا راحتتر باشد. همچنین بهترین غذاهایی که مناسب مورچه بود را به او داد؛ طوری که مورچه به حدی بزرگ شد که همه تعجب کردند.

یکی از روزهای فصل بهار، همه بچه ها توی کلاس نشسته بودند که مردی وارد شد که ظاهرش نشان میداد آدم مهمی باشد.

معلم با حالتی هیجان زده گفت ایشان از طرف آموزش و پرورش هستند و آمده اند خبر جالبی به شما بدهند.

اون آقا گفت: امروز نتایج رقابت ها اعلام شد و کلاس شما انتخاب شد تا مرا در فصل تابستان برای سفر به یک جنگل بارانیِ باصفا همراهی کند. در آن جا ما میخواهیم همه انواع حشرات را آزمایش کنیم. در بین تمام مدارس این منطقه، بدون شک مدرسه شما در نگهداری از مورچه ای که به آن ها سپرده شده بود، بهتر از همه عمل کرد.

تبریک میگویم، شما دستیاران فوق العاده ای هستید.

آن روز مدرسه سرشار از شادی و خوشحالی بود!

همه به معلم تبریک گفتند که آن ها را وارد آن مسابقه کرده بود و از سارا تشکر کردند که بسیار مسئولانه و با صبر و پشتکار عمل کرده بود.

از این ماجرا همه بچه ها یاد گرفتند که حتی در کوچکترین مسئولیت ها باید با جدیت و علاقه کار کنند و بدون شک، این سارا بود که بیش از همه خوشحال بود. کسی که بارها و بارها با خودش گفته بود من این مسئولیت کوچک و بی اهمیت را به چیزی بزرگ تبدیل میکند.

حال دلتون عالی ./آنا/

باانگیزه باش

پرانرژی باش

سلام سلام …

دوستان عزیز امیدوارم حالتون عالی باشه. مطلبی که می خوام باهاتون به اشتراک بگذارم با انگیزه بودن هست. اول می خوام راجع به انگیزه باهاتون صبح کنم. می دونید انگیزه چیه؟ انگیزه موتور سوخت ما واسه انجام دادن کارهاست. البته فقط سوخت کافی نیست و مطمئناً هیچ ماشینی فقط با سوخت حرکت نمی کنه. باید کنار انگیزه اقدام هم باشه و ما یک حرکتی بکنیم. خیلی از ماها بعضی وقتها حال و حوصله نداریم و دلمون می خواد پرانرژی باشیم. می خوام چند راهکار ساده بهتون یاد بدم تا بتونید انرژی زیادی در طول روز داشته باشید و با انگیزه باشید.

1- صبحها سر ساعت مشخصی از خواب بیدار بشید و یک ساعت اول صبحتان را برای خودتان برنامه ریزی کنید. سعی کنید روزتون را با موبایل یا فضای مجازی شروع نکنید. با این کار این حس رو در خودتون بوجود میارید که هیچ کس و هیچ چیز نمی تونه شما رو کنترل کنه و زندگی و برنامه روزانه تون دست خودتونه.

در ادامه پشنهاد میکنم یک ساعت صبحتونو به چهار تا یک ربع تقسیم کنید.

15 دقیقه اول : عبادت ، دعا و شکرگذاری

15دقیقه دوم: ورزش و یا دوش

15دقیقه سوم: برنامه ریزی برای همان روز

15دقیقه چهارم: کلیپ آموزشی و مطالعه

2- مواد مغذی بخورید: مثلاً از قندهای مصنوعی خودداری کنید چون باعث می شه یک دفعه قند بالا بره و یکدفعه هم افت قند پیدا کنید ولی مصرف قندهای طبیعی باعث بالا رفتن یکباره قند میشه ولی آرام آرام پائین میاد.

3– از شر استرس، خلاص بشید: سعی کنید با مدیتیشن یا ورزش یوگا و حتی تمرکز به خودتون آرامش بدید. نیازی نیست کار سختی انجام بدید، کافیه در روز ده دقیقه زمان بذارید و تنفس عمیق داشته باشید.

4- از افت انرژی بعد از ظهر جلوگیری کنید: عصرها بجای چرت زدن، قدم بزنید.

5- از ورزش و موسیقی کمک بگیرید: حتی می توانید در حین پیاده روی کتاب صوتی گوش بدهید. گوش دادن به موسیقی در حین پیاده روی تمرکزتان را افزایش می ده و باعث میشه خستگی رو فراموش کنید.

6- قبل از رفتن به رختخواب آرام بگیرید: شبها هم یکساعت قبل از خواب از موبایل و فضای مجازی دوری کنید.

7- در طول روز 10 لیوان آب بخورید.

شما هم برامون بنویسید چه چیزهایی باعث می شه که انرژی بیشتری در طول روز داشته باشید.

با آرزوی اینکه هر روز پرانرژی تر از روز قبل باشید. حال دلتون عالی/ana

چگونه از رنجش و کینه رها شویم؟

دوستان عزیز و پرانرژی سلام؛

موضوعی که امروز می خوام باهاتون به اشتراک بگذارم راجع به رنجشه. موضوعی که خیلی از ماها در زندگی دچارش هستیم .

قبلش می خوام بهتون بگم که ما دو نوع ارتباطات داریم . ارتباطاتی که بهش آگاهیم مثل ، دست زدن به میز و صندلی و … دومین ارتباط هم مربوط به انسانها می شه که از صبح که چشمهامونو باز می کنیم تا شب که به رختخواب بریم این ارتباط شکل می گیره و وجود داره. این ارتباطات با خودمون، خانواده، دوستان ، همکاران و افراد جامعه ست.

یک لحظه دو دست خودتونو روبروی هم نگه دارید. دقت کنید تا وقتی دستهای ما روبروی هم قرار دارند هیچ اتفاقی نمی افته. کافیه دستها را به هم بزنید ، می بینید که صدا و اصطکاک ایجاد می شه. ما انسانها هم دقیقاً همینگونه هستیم . تا وقتی با کسی ارتباط نداریم دچار هیچ تنش و رنجشی نخواهیم شد. ولی وقتی که ارتباط گرفتیم رنجشها هم شکل می گیره.

حالا ببینیم از چه کسانی بیشترین رنجش رو داریم:

اولین رنجش از خودمونه. ما چون انتظارمون از خودمون خیلی بالاست بیشتر از خودمون می رنجیم. ما باید انتظاراتمون رو از خودمون کمتر کنیم . هیچ انسان کاملی وجود نداره و ما باید به این موضوع دقت کنیم.

دوستان عزیز رنجش بعدی از خانواده مونه. همسر، پدر، مادر ، خواهر و برادر. از این افراد هم چون انتظار بیشتری داریم رنجشهای بیشتری هم داریم.

می خوام تو چند فایل بعدی که براتون میذارم بیشتر راجع به رنجش صحبت کنم و اینکه چطور می تونیم رنجش رو در زندگی کمتر کنیم.

تا اونموقع ازتون می خوام که یک قلم و کاغذ بردارید و تمام رنجشهاتونو ، بزرگ و کوچیک و از هر کسی که رنجش دارید حتی از کسی که دیگه تو این دنیا نیست ولی شما رنجشش در خاطرتون هست یادداشت کنید. مطمئن باشید این کار معجزه می کنه.

تا فایل بعدی از خداوند آرامش را براتون خواستارم و مطمئنم که تمرین بالا را انجام خواهید داد.

حال دلتون عالی/ آنا

خلاقیت چیست و چگونه خلاق باشیم؟

خلاقیت

خلاقیت چیست:

خلاقیت ایجاد یک چیز جدید و مفیده که زندگیمونو لذت بخش تر می کنه یا محصول قبلی را بیایم با روش جدید ارائه کنیم

و یک محصول صرفاً نباید فیزیکی باشه می تونه رفتار، سنت و عادت جدید باشه.

خلاقیت چه فایده ای داره؟

  1. تحملمون رو افزایش می ده: همین که باید صبر کنید تا اون محصول جدید با خلاقیتی که به خرج دادیم نتیجه بده باعث افزایش تاب آوری و تحملمون میشه.
  2. زندگیمون از کسلی و تکراری بودن خارج می شه.
  3. میشه با خلاقیت و امتحان راههای جدید افراد بیشتری را متقاعد کرد.
  4. با خلاقیت می شه کسب و کار جدید راه اندازی کرد.

حالا واقعاً میشه خلاق بود؟ نظر شما چیه؟

فکر می کنید چرا ماها خلاقیت نداریم:

  1. بخاطر اینکه نخواستیم که خلاق باشیم
  2. ترس از شکست خوردن داریم
  3. بعد هم ترس از قضاوت شدن توسط دیگران
  4. ذهنمون رو آزاد نمی کنیم و همش برای خودمون مشغولیت ذهنی داریم. باید برنامه ریزی کنیم و در روز ساعتی را با خودمون خلوت کنیم و کارهای خلاقانه انجام بدیم.
  5. از کودکی عادت کردیم تقلید کورکورانه داشته باشیم. هر وقت خواستیم کاری انجام بدیم والدین یا معلمها بهمون گفتند باید از روش و قانون خاصی پیروی کنیم و بهمون اجازه داده نشده خلاقیتمون بروز پیدا کنه.

حتماً می پرسید خوب حالا می تونیم خلاق تر بشیم؟ ما که دیگه سنی ازمون گذشته . حالا نوبت فرزندانمونه…

حرفتون درسته نوبت فرزندانمون هست ولی خودمون هم می تونیم خلاق باشیم. خلاقیت هم مثل خواندن و نوشتن یادگرفتنیه ، کافیه یه کم تمرین و ممارست داشته باشیم. خلاقیت تو وجود هر انسانی وجود داره ولی وقتی ما از اون استفاده نمی کنیم راکد شده و شکوفا نمی شه.

حالا می خوام چند راهکار ساده برای خلاق شدن بهتون یاد بدم.

  • تکنیک اگه جاش بودم. یه تکنیک باحاله که ما تو بچگی ناخودآگاه خیلی ازش استفاده میکردیم . ادای مامان ، باباها و معلمهامونو در میاوردیم. ما می تونیم تو هر موقعیتی که هستیم چه خونه، محل کار، سمینار، مهمونی و … از خودمون بپرسیم من اگر جای فلان شخص که این اتفاق براش افتاد بودم چیکار می کردم.
  • کار کردن با دست مخالف : البته کارهایی که خطرناک نیست انجام بدید مثل غذا خوردن، مسواک زدن، نوشتن، نقاشی کردن( نقاشی خودش به تنهایی خلاقیت ایجاد می کنه)
  • تغییر دادن روال عادی زندگی: مثلاً خوردن یک صبحانه متفاوت ، عوض کردن آهنگ گوشی، از راه جدید به مدرسه، دانشگاه یا محل کار رفتن و کلی تغییر دیگه…
  • هر وسیله ای که دورو برمون هست بالخصوص اگر دور ریز باشه از خودمون بپرسیم دیگه میشه با این وسیله چیکار کرد؟ این سئوال خودش در ذهنتون خلاقیت ایجاد می کنه. حتماً امتحانش کنید.

و کلی راه حل دیگه که امیدوارم کشف کنید و با ما درمیون بذارید. دوستان عزیزم ممنونم که این نوشته را خوندید . منتظر تجربیات زیباتون هستم./آنا/

مدل فکری شما چیه؟

مدل فکری

مدل فکری یا مایندست مدلی است که فکر می کنیم و دنیا، اتفاقات و اطرافیان را می بینیم .

دو نوع مدل فکری داریم: مدل فکری ایستا ، مدل فکری پویا و رشد.

مدل فکری ایستا : فردی با این مدل فکری باور داره که افراد با توانایی به دنیا میان، و توجه به این موضوع داره که نتیجه باید عالی باشه . میگه تلاش کردن برای احمقهاست . از چالش ها باید فاصله گرفت چون امن نیست و موقعیت فعلیو به خطر می اندازه و از موانع متنفره چون نباید باشه. انتقادهای دیگران باعث می شه که فکر کنه خوب نیست.

کلمات مورد استفاده افراد با این مدل فکری اینه که من مشکل دارم. از اولش مشکل داشتم. توانایی یه چیز ذاتیه. من نمی تونم.

مدل فکری رشد: افراد با این مدل فکری باور دارند که توانایی ، آموختنی است و قابل رشده و در هر اتفاق توجهشون به فرآیند یادگیری و رشده. معتقدند تلاش برای رشد لازمه (البته منظورمون شکنجه و رنج نیست) و موانع و چالش های زندگی را یه فرصت برای یادگیری و رشد می دونند. از انتقادها بصورت مفید استفاده می کنند.

کلمات مورد استفاده افراد با این مدل فکری اینه که من چطور می تونم بهتر بشم. من چطور می تونم یاد بگیرم و چطور می تونم آموزشهایی که می بینم رو به دیگران هم یاد بدم. به جای من نمی تونم می گن هنوز نمی تونم و با این جمله باعث می شن تا فضایی برای رشد خود ایجاد کنند.

و در آخر اینکه مدل فکری ایستا بر بودن تمرکز داره و مدل فکری رشد بر تبدیل شدن .

دوستان عزیز دیدگاهی که انتخاب می کنیم داشته باشیم به شدت روی مدلی که زندگی می کنیم تأثیرگذار است. حال انتخاب با خودتونه که طرز فکر و باورتون و همچنین مدل زندگی تون چطور باشه مدل فکری ایستا یا مدل فکری رشد.

ناپلئون هیل میگه: در هر مشکل یا بدبختی ، به اندازه خودش فرصت وجود داره.

ما در سایت بهبود فردی با آنا سعی می کنیم با مطالبی که ارائه می کنیم شما را در رسیدن به اهدافتان یاری کنیم. منتظر نظرات، پیشنهادات و دل نوشته های شما هستیم./ana

حال دلتون عالی